تبليغاتX
سایتی برای ایرانیان
جدیدترین تم و رینگ موبایل و تک آهنگ ××جدید××برنامه ها
آهنگ جدید گروه گیگا ( 3X Feat. Gooya ) به نام حواسم هست که مرتبط با محرمه   با سه کیفیت!

لینک دانلود در ادامه مطلب کلیک کن....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 11:51  توسط ؟!؟!؟  | 

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسيد مي گويند که فردا مرا به زمين مي فرستي اما من به اين کوچکي و ناتواني چگونه مي توانم براي زندگي آنج بروم؟ خداوند پاسخ داد از ميان فرشتگان بيشمارم يکي را براي تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامي و مراقب تو خواهد بود.کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اينجا در بهشت جز خنديدن و آواز و شادي کاري ندارم.خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.کودک ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم که مردم چه مي گويند در حالي که زبان آنها را نمي دانم؟خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زيباترين وشيرين ترين واژه هايي راکه ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني. کودک با ناراحتي گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟و خداوند براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دستهاي تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو مي آموزد که چگونه دعا کني .کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام در زمين انسانهاي بد هم زندگيمي کنند؛ چه کسي از من محافظت خواهد کرد.خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتي اگر به قيمت جانش هم تمام شود.کودک ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که نمي توانم تو را ببينم غمگين خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد، اگر چه من همشه در کنار تو هستم.در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين به گوش مي رسيد. کودک مي دانست که بزودي بايد سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامي ازخداوند پرسيد: خدايا، اگر بايد هم اکنون به دنيا بروم لااقل نام فرشته ام را به منبگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميئت ندارد ولي مي تواني او را مادر صدا کني ...

 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 18:5  توسط ؟!؟!؟  | 

 

خرید شوهر !!ماجرایی واقعی ( )يك مركز خريد ، وجود داشت كه زنان مي توانستند به

آنجا بروند و مردي را انتخاب كنند كه شوهر آنان باشد ، اين مركز پنج طبقه داشت ، و
هر چه كه به طبقات بالاتر مي رفتند خصوصيات مثبت مردان بيشتر مي شد . اما اگر در
طبقه اي دري را باز كنند بايد حتما آن مرد را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر
رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يك بار مي تواند از اين مركز استفاده
كند .
روزي دو دختر كه با هم دوست بودند به اين مركز خريد رفتند تا شوهر مورد نظر خود را
پيدا كنند .
در اولين طبقه ، بر روي در نوشته شده بود : اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني
دارند . دختري كه تابلو را خوانده بود گفت : خب ، بهتر از كار نداشتن يا بچه نداشتن
است ولي دوست دارم ببينم بالاتر ها چگونه اند ؟
پس رفتند .
در طبقه دوم نوشته بود : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره
زيبا دارند . دختر گفت : هوم م م ، طبقه بالاتر چه جوريه . . . ؟
طبقه سوم : اين مردان شغلي با حقوق زياد ، بچه هاي دوست داشتني و چهره زيبا دارند و
در كار خانه هم كمك مي كنند . دختر : واي . . . ، چقدر وسوسه انگيز ، ولي بريم
بالاتر . و دوباره رفتند .
طبقه چهارم : اين مردان با حقوق زياد و بچه هاي دوست داشتني دارند . داراي چهره اي
زيبا هستند ، همچنين در كار خانه كمك مي كنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند . آن
دو واقعا" به وجد آمده بودند . واي چقدر خوب . پس چه چيزي ممكنه طبقه آخر باشه ! .
پس به طبقه پنجم رفتند ، آنجا نوشته شده بود : اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت
كند زنان راضي شدني نيستند . از اين كه به مركز ما آمده ايد متشكريم و روز خوبي را
براي شما آرزومنديم . !
نتیجه گیری اخلاقی: همه ی دخترا پرتوقع هستند و شعارشون اینه نو که اومد به بازار..........

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 12:0  توسط ؟!؟!؟  |